باریدن بر حکم‌های رفته




عنوان مجموعه اشعار : در حوالی خانهٔ من، پاییز است...
شاعر : زهرا حبیبی


عنوان شعر اول : شبِ غم
امشب دوباره عازمِ من شد هوای تو
دل حکم کرده است ببارم برای تو
دل حکم کرده است که بی‌تاب‌تر شوم
ای وای از غمَت؛ غمِ بی‌انتهای تو
رفتی و من و هنوز نفس می‌کشم چرا؟
جان مرا بگیر، بمیرم به‌ پای تو
بی‌تو هجوم خاطره‌ها می‌کُشد مرا
زنده‌ست در سرم تب‌وتابِ صدای تو
در گیسوان خستهٔ من موج می‌زند
افسوس مهر و ناز سرانگشت‌های تو
امشب به راه «صبحِ سلامت» نمی‌رسد
مرگ آمده‌ست نزد من اینجا، به‌جای تو...

عنوان شعر دوم : حالِ پاییز
این روزها حالم به رنگ زرد پاییز است
دنیای من از بغض و دردِ عشق لبریز است
این روزها ابری‌ترین بانوی این شهرم
از مژّه‌هایم قطره‌قطره اشک، آویز است
آن خنده‌های گرم و شیرین رفته از یادم
یخ‌ کرده‌ام بی‌تو، درونم مثل تبریز است
رفتی و تنها برگ من از شاخه‌ام افتاد
تنها شدم، تنها شدن تلخ و غم‌انگیز است
از دور می‌بینم که می‌خندی و خوشبختی
سهم من از خندیدنت دوری و پرهیز است
گم می‌شوم در موجِ حسرت‌های بعد از تو
این روزها حالم به رنگ زردِ پاییز است...

عنوان شعر سوم : یلدا
هنوز گیج و گُم‌ام در هوای تو پاییز
هنوز جان و دلم گیرِ برگ و باران است
تو کوله‌بار سفر بسته‌ای و قلب من
در این دقایق پیش از ودا(ع)*، پریشان است...

*وداع
نقد این شعر از : ساجده جبارپور ماسوله
اشعار سرکار خانم حبیبی گرامی را خواندم. از ابتدا از زبان روان شعر ایشان لذت بردم. ایشان 22 ساله‌اند و در رابطه با سابقه شعری خود چیزی ذکر نکرده‌اند. در شعر اول بیت به بیت به بررسی شعر می‌پردازیم. شاعر در دو بیت اول می‌سراید:
امشب دوباره عازم من شد هوای تو
دل حکم کرده است ببارم برای تو
دل حکم کرده‌است که بی‌تاب تر شوم
ای وای از غمت، غم بی‌انتهای تو
در این دو بیت با صنعت تکرار مواجهیم. وقتی یک کلمه در متن یا شعر دو یا چندبار عیناً تکرار شود می‌گوییم ارایه تکرار رخ داده است. صنعت تکرار به غنای موسیقیایی شعر کمک می‌کند و مخاطب را همراه با شعر نگه‌می‌دارد. مسئله‌ای که شاید کمتر در مورد این صنعت بیان می‌شود این است که چند تکرار در شعر باشد بهتر است؟ آنچه تجربه ثابت کرده این‌ست که سه بار تکرار به بهترین نحو حق مطلب را ادا می‌کند. سه عدد جالبی است. اول دارد، وسط دارد و آخر دارد وقتی سه بار تکرار می‌شود انگار که حجت بر مخاطب تمام شده. به همین خاطر اگر من جای شاعر بودم شاید دل حکم کرده است را سه بار تکرار می‌کردم که ضربه اخر را هم زده باشم. البته خالی از لطف نیست که در کنار بیان عدد سه اشاره‌ای هم به شعرهای مدرن امروزی داشته باشم که ممکن است تمام شعر با تکرار یک واژه یا عبارت شروع شود که آن هم البته نوعی تکرار برای جذب مخاطب است و در نوع خود اگر خوب اجرا شود می‌تواند موثر واقع شود. بیت سوم یکی از بیت‌های دوست‌داشتنی این شعر است. شاعر بیت را با سوال شروع می‌کند سوال همیشه می‌تواند به روند شعر کمک کند. البته واو بعد از من اضافه است. یکی از چیزهایی که معمولا توسط بچه‌های پایگاه رعایت نمی‌شود علایم سجاوندی و کلا ویراستاری شعر است. اگر از الان به گذاشتن نیم‌فاصله، ویرگول و نقطه در جای مناسب عادت کنید در آینده زمان چاپ اثر هیچ مشکلی نخواهید داشت. خصوصاً نیم‌فاصله از آن چیزهاست که بچه‌ها چندان با آن آشنا نیستند.
مصرع «بی‌تو هجوم خاطره‌ها می‌کشد مرا» از آن مصرع‌های با زبان روان است که چینش کلمات به شیوه صحیح گفتار نزدیک است. در بیت یکی مانده به آخر یک نکته‌ی موسیقیایی وجود دارد که بد نیست به آن هم نگاهی داشته باشیم.
در گیسوان خسته‌ی من موج می‌زند
افسوس مهر و ناز سرانگشت‌های تو
هرچند من کلا معتقدم مصرع دوم می‌تواند بهتر از این باشد و تصویر به قوت مصرع اول نیست اما مسئله نخست در مورد ترکیب مهر و ناز است. در نوازش معمولا دست از بالا به پایین کشیده می‌شود اگر به موسیقی مهر و ناز نگاه کنیم حسی که ایجاد می‌شود از کسره به آ رفتن موسیقی و یک‌جورهایی از پایین به بالا رفتن در ذهن تداعی می‌شود. اگر همین کلمات جابه‌جا نوشته شوند می‌توانند نوع تداعی و موسیقی را در مخاطب به آنچه در واقعیت و حس نوازش وجود دارد نزدیک کنند. معمولا در ابتدای راه شاعران جوان کمتر به مهندسی واژگان دقت می‌کنند. اما همین نکات ریز می‌تواند وجه تمایز آثار دو شاعر هم‌سن و سال باشد.
در شعر دوم مشکل اصلی شعر تصاویر مستعمل است و با توجه به یادداست خود شاعر فاصله سرایش کاملا از شعر اول مشخص است. اگر شاعر در تمام بیت‌ها چون بیت چهارم و پنجم صمیمانه و بدون شیله و پیله حرف بزند مخاطب احساس نزدیکی بیشتری با آثار او خواهد داشت. بیت چهارم و پنجم انگاری که از دل برآمده که دلنشین‌تر از باقی ابیات است. در مورد شعر آخر هم تنها نکته‌ای که می‌خواهم بگویم این‌ است که کاش در انتشار شعر عجول نباشیم بگذاریم بچه‌کوچولوی شعرمان کمی قد بکشد بعد او را وارد اجتماع کنیم.
برای شاعر آرزوی موفقیت و بهروزی دارم به امید خواندن آثار بهتر و بهتر.

منتقد : ساجده جبارپور ماسوله

دی ماه سال 1369 در رشت‌ به دنیا آمدم. در تهران و شیراز و رشت بزرگ شدم. آب و هوا و طبع شعردوست مردم و خانواده‌ام در رشت و شیراز کار خودش را کرد و از یازده سالگی شروع کردم به نوشتن. تحصیلات و شغلم در حوزه حقوق بین الملل است که البته ربط چندانی به شعر ندارد. ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.