تغییر مزاج




عنوان مجموعه اشعار : .
شاعر : محمدرضا فرج الهی


عنوان شعر اول : .
زشت شما نور منم زشت شما نور منم
بین شما فوت شدگان زنده به آن گور منم
اینهمه خواندید و نوشتید بگرفتید که کجا؟
من بله من،من خوده من بنده ی مغرور منم
بر همگی گریه و غم یا که خداحافظ ها
آنکه سلامش بدهند،خنده و مسرور منم
بین سیاهان که نظر بد همه دارند تو ببین
جاهل و منفور منم جاهل و منفور منم

عنوان شعر دوم : .
روی حرارت به نبوغم نمکی باش تو
یک دم ببین مدرسه منقل نظری باش تو
بوی کباب میدهد پیراهن اندیشه ام
نوش بیا لقمه بگیر غرق بدی باش تو

عنوان شعر سوم : .
.
نقد این شعر از : جواد چراغی
دوست شاعر خوش ذوق و تازه کار ما با ۱۶سال سابقه زندگی و کمتر از یک سال سابقه شاعری پای در مسیری میخواهد بگذارد که پر از زیبایی ها و پر از دردها و پر از هیجان ها و پریشانی هاست و استعداد و حال ویژه ای طلب میکند که برای شکوفایی آن بایست تکنیک را نیز بیاموزد،شاعری مراحل گوناگونی دارد از مرحله آموختن اصول ابتدایی تا تجربه حالات شاعری گوناگون یا زندگی شاعرانه!اما آنچه در ابتدای این مسیر لازم است که شاعر به آموختن آن همت گمارد اصول فنی شعر نوشتن است مانند شناخت قالبها،سبکها،اوزان عروضی،ردیف و قافیه! و سپس شناخت عناصر اصلی شعر!با خواندن دو اثر پیش رو و آشنایی اولیه با قلم دوست شاعرمان اولین توصیه ی من به ایشان این میتواند باشد که مدتی در مطالعات ادبی خویش تغییراتی داشته باشند، همین‌مساله میتواند شوک مثبتی در سلیقه و مزاج شعری ایشان ایجاد کند و به تبع آن موجب تحول مثبت در آثار بعدی شان شود، اولین حدسی که میشود با خواندن آثار پیش رو زد، این است که ایشان تحت تاثیر زبان و موسیقی خاص شعر کهن بخصوص زبان موسیقیایی مولوی قرار گرفته اند و یا مطالعاتشان محدود به اشعار چاپ شده در کتب درسی میباشد پس اگر حدسم درست باشد باید مدتی در شعر معاصر مطالعه داشته باشند البته پیش تر از آن رفع مشکل وزن و قافیه در اولویت میباشد ،گاها شعری دارای سکته ها و خطای وزنی میباشد که میشود با اشاره موردی آن را حل کرد اما گاه شعری کلا وزن ندارد که در این مورد دیگر نمیشود اشاره به بیت خاصی داشت و باید توصیه به آموختن تکنیکی وزن داشته باشم،در راین راستا برای ایشان دو توصیه تکلیف گونه دارم و امیدوارم که با پیگیری های جدی به زودی مشکلات ابتدایی شان در شعر مرتفع شود ،نخست: معرفی کتابی برای درک و آموزش بهتر مساله وزن و قافیه است،یکی از بهترین کتب آموزشی در این زمینه کتاب (عروض و قافیه) تالیف سیروس شمیسا میباشد که نسخه الکترونیک آن را نیز میتوان از محیط اینترنت دانلود و مطالعه کرد
توصیه دوم: همانطور که پیش تر نیز اشاره ای کردم تغییر سبک و منبع تغذیه ی ذهنی و مطالعاتی شاعر
از غزل کهن به غزل معاصر و همزمان دقت و توجه به آهنگ و قافیه این اشعار و کشف تفاوتهای آن با اشعار خویش میباشد،که این موجب خواهد شد شاعر درک روشن تری از خطاهای خویش داشته باشد.حال میخواهم درباره متن آثار پیش رو نیز با اشاره به نکاتی ریز ،شاعر را در یافتن خطاهای اصلی شعرش راهنمایی کنم،البته نه با این هدف که بخواهد همین آثار را ویرایش کند بلکه آن را در شعرهای ننوشته آتی به کار بگیرد، در ابتدای مسیر شاعری ویرایش شعر توصیه نمیشود بلکه شاعر باید با هدف آزمون و خطا تا میتواند بنویسد و تجربه هایش را در شعرهای بعدی به کار بگیرد.
و اما متن آثار پیش رو؛
در بیت اول مصرع دوم (فوت شدگان)را به اجبار وزن میخوانیم(فُت شدگان)که موجب میشود کلمه ،موسیقی طبیعی خود را از دست داده و حتی معنایش دچار اخلال شود شاعر اگر با وزن آشنایی داشت میدانست که کلمه(فوت)را کجای مصرع یا بیت قرار دهد که این مشکل پیش نیاید،مورد دوم گنگ بودن بیتها از لحاط دریافت معنا و ضعف جمله بندی هاست ،شاعر سعی و اصرار دارد که موسیقی شنیداری را رعایت کند ،تا مشخصه سنتی و ابتدایی شعر حفظ شود و همین مساله موجب آن شده جمله بندی ها به هم ریخته و دریافت معنا را گنگ کند.بیت دوم (اینهمه خواندید و نوشتید بگرفتید که کجا//من بله من من خوده....)خب حال از دوست شاعرمان میخواهم که معنا و منظور این بیت گنگ را روشن کند و ببیند که آنچه حاصل میشود چیست؟هرچند خودشان میدانند چه نوشته اند و قطعا توجیهاتی ارائه خواهند داد اما مخاطب ابتدا در شعر دنبال زیبایی است ،دنبال شگفتی است و حتی شاعر حرفهای بسیار ارزشمند و بزرگی برای گفتن داشته باشد اما نتواند آن را بیان کند مخاطب را فراری خواهد داد ،مخاطب هیچوقت در ذهن خویش برای دریافت مفهوم، خطای شعر را توجیه و حل نمیکند بلکه از آن فرار میکند
مشکل مورد اشاره که یک مشکل زبانی فاحش هست در ابتدا مربوط به شاخه های تکنیکی آن مثل جمله بندی و شناخت فعل و فاعل میباشد و توصیه ام برای رفع آن مطالعه غزلهایی از شاعران معاصر از جمله محمدعلی بهمنی و قیصر امین‌پور میباشد که زبان ساده و روانی دارند،و همین نوع مطالعه، در ناخودآگاه شاعر مشکلات ابتدایی زبان را رفع کرده و در شعرهای بعدی ایشان نمود پیدا خواهد کرد
سخن آخر:پایگاه نقد شعر فرصت بسیار مغتنمی است تا راه چند ساله را در چند ماه طی کنید شاید در هیچ انجمنی امکان دریافت بازخورد از جانب منتقدانی با دیدگاه ها و سلایق مختلف وجود نداشته باشد و این فرصت میتواند مسیر درست تر را در شعر برای شما ترسیم کند.
با آرزوی موفقیت!

منتقد : جواد چراغی

جواد چراغی_متولد ۱۳۶۸/۷/۷_زنجان_غزل سرا_ _دبیر و موسس نخستین کانون شعر و ادب دانشگاه پیام نور استان زنجان۱۳۹۰ _رئیس انجمن ادبی اشراق زنجان _دبیر کارگاه های نقد شعر هفتگی انجمن ادبی اشراق از سال ۱۳۹۵ _دبیر علمی جشنواره شعر مادر بهار ...



دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.