احمد امیرخلیلی



زندگی نامه
احمد امیرخلیلی شاعر و ترانه سرا متولد 1368 است. وی سال 91 عنوان نفر اول جشنواره شعر فجر در بخش ترانه سرایی را به خود اختصاص داد. در کارنامه او سابقه همکاری با خوانندگانی چون علیرضا قربانی، محمد اصفهانی، فریدون آسرایی، حجت اشرف زاده، سینا شعبانخانی، رضا صادقی، سیامک عباسی، شهاب رمضان، سعید شهروز، مهدی یغمایی، روزبه نعمت اللهی و...؛ و آهنگسازانی چون بهروز صفاریان، علیرضا افکاری، مهیار علیزاده و بسیاری دیگر وجود دارد. وی همچنین در سال 93 سرود صلح یونیسف را از طرف ایران نوشت و جایزه صلح نیاوران را از آن خود کرد. او عضو شورای فضای مجازی شعر و موسیقی سازمان صدا و سیما بوده و در سوابق وی می توان به داوری چندین دوره جشنواره های شعر و موسیقی از جمله جشنواره ملی نماهنگ اشاره کرد.

کتاب ها
تحت پیگرد قانونی. مجموعه ترانه. انتشارات فصل پنجم
روزگار من و شعر. 63 روایت از زندگی محمدعلی بهمنی. انتشارات نگاه

جوایز
بهترین ترانه سرای دفتر موسیقی و سرود صدا و سیما - سال ۱۳۹۰
نفر اول بخش ترانه جشنواره ی بین المللی شعر فجر - سال ۱۳۹۱
نفر اول جشنواره ی بین المللی موسیقی مقاومت بخش ترانه سرایی - سال ۱۳۹۲
دانشجوی نخبه ی فرهنگی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات - سال ۱۳۹۳
برگزیده جایزه شعر صلح در جشنواره شعر نیاوران - سال ۱۳۹۴
برگزیده بخش ترانه سرایی جشنواره شعر نیاوران - ۱۳۹۵

نقد ها
تا که روزِ مَبادِمان بشود!
جانی فرسوده که مدام قربانت میکنم!
امّا تمام واژه ها ، جملاتم، توهم است!
ای که شعری!
دو دزد کهربایی!
اونی که دوسِت داره یک مرد زِبِل بوده!
ای تو اکسیژن من!
نه شرقی نه غربی!
چه کنیم اگر ویروس داشت فیلترشکن!
ترسیده که بیاد پایین!
سگ‌تو روح پیلوستِ ور پریده!
آتئیسم را دار بزنید!
وقتی که داری میشوی!
صد رنگی!
رنگین کمان پاداش دلچسب جسارت هاست!
همشریان!
کارگردان دلم!
گناه از فعل سر زد!
که به حکم همین سیّد علی!
برافراشته شد سنجق دیوانگیم عیبی نیست!
آبرنگ سرنوشت!
تمام قدرتش در نقطه ای جمع است و متمرکز!
یه جور بی قیدی مضحک!
ای کاش که روش آبِ پر از عشق بپاشی!
شعر را چیست مگر غلغله ی ذوق و هنر!
سنگ تمام!
حال صادق خوب نیست!
تنها نگاه باید کرد!
شروع داستان ناتمام!
میخوارگان جا می دهد!
چین و چروک!
حدود چلچلی باشیم هر دو!
دوشنبه ترین روز من!
سیزده!
جان در پاکت نامه گرفتار شدست!
دایی بسوزد!
آرایه ادبی، از فرصت تا تهدید!
فرسخ ها فاصله!
مولفی که سالهاست مرگ خود را اعلام کرده است!
نروژ و هشتاد و هشت و کودتای بیست و هشت!
که من بیگانه از شعرم!
لغزش ناآگانه!
تمامیتم کجاست!
هین!
وان!
شعرم از تو دم زد و بعدش مخاطب، مضطرب!
تعقیب غروب است به دنبال سپیده!
غرق شدن در تُنگ!
به خواب اندر شتر رفتی بیابان ها بپیمایی!
یادم تورو نیومده!