یزدان سلحشور



زندگی نامه
یزدان سلحشور متولد 13 آذر 47 در رشت.
شاعر، نویسنده، منتقد[ادبی-سینمایی]،مدرس، ویراستار،روزنامه‌نگار
داور دو دوره جایزه جلال آل‌احمد و دو دوره جشنواره شعر فجر و جوایز ادبی دیگر از جمله جایزه نیاوران

کتاب ها
1.در آینه[نقد و بررسی شعر نادر نادرپور]
2.خداحافظ یزدان[شعر]
3.دیوان خشم[شعر]
4.دارم احتجاب را زنده می کنم[مجموعه داستان]
5.ژنرال به فرشته شلیک کرد[داستان نوجوان]
6.برخورد کوتاه[جلد نخست داستان های آنی]
7.تایتانیک در خلیج فارس[شعر]
8.کارت دعوت [گردآوری آثار برتر پایگاه نقد داستان/گردآورندگان: احسان رضایی و یزدان سلحشور]

جوایز
جایزه شعر کارنامه
سه دوره جایزه نوشتار سینمایی انجمن منتقدان سینمایی ایران

نقد ها
روزگاری بود که ما در ایران، غیر از شاعر آیینی، شاعری نداشتیم
در تقابل دو نگره آفرینش «شعر چند صدایی» و «شعر چند حسی» در رزمگاه شعر کوتاه، پیروزی از آنِ «شعر چند حسی»ست
شعر، شهود می‌خواهد!
تاریخ شعر مدرن، پر است از «همانندی‌ها» در «ایده‌ها» اما تفاوت‌های بسیار در «اجرا» و «کیفیت اجرا»
مهم‌ترین مرحله در شعر این است که شاعر آنچه را که می‌خواهد بگوید، واقعاً بگوید!
مخاطب را در پیِ معنایی ناپیدا نباید فرستاد!
آموختن کامل وزن عروضی را جدی بگیرید
تقطیع، به شما می‌آموزد که ارزش «هجا» در حد «نُت موسیقی»ست
آموختن وزن، یک ضرورت است تا بتوانید سازِ وزنِ عروضی را بنوازید
اجرای صنعت «تلمیح» به معنای گردن زدن صنعت «تناسب» نیست!
شانس نسل شما این است که برای امانت گرفتن دیوان صائب نباید امتحان بدهید!
یادمان باشد که مضمون‌سازی کامل، فقط ارائه‌ی معنایی مشخص یا تا حدی روشن نیست
بیانِ شخصی و رسیدنِ به مرحله «خودکارنویسی» تنها حاصلِ تمرین و ممارست و پرکاریِ مشقت‌بار است
و شعر چیست غیر از استخراج شگفتی از امری معمول؟
شاعری البته طبعِ روان هم می‌خواهد!
شعر آیینیِ موفقِ به‌روز گفتن و رباعیِ موفقِ به‌روز گفتن، هر دو انتخاب‌هایی دشوارند
طنز است که شعر را به آسمان هفتم می‌رساند نه فکاهه
نقد شعر حرفه‌ای به سمت صفت تفضیلی میل می‌کند
حتماً سری هم به ادبیات هزارساله بزنید که به قولِ شاملو، گنج پنهان است
«شعر منثور کوتاه» گفتن، گام زدن بر آب دریاست که توانایی عیسوی می‌خواهد که شاعر فرو نرود!
تمام این شاعرانِ پرتوانی که می‌بینید روزی از همین نقطه‌ای که شما هستید آغاز کرده‌اند
بدون «مضمون»، قافیه چیزی جز یک جناس بی‌مورد نیست
هیچ وقت به خودتان نگویید مگر غزل‌سرا داستان باید بخواند؟!
فقط به حسِ نخست و ایده نخست، تکیه نکنید؛ شعر، «اجرا» می‌خواهد
شاعران هنگام مضمون‌سازی باید مواظب باشند توپ‌شان به تیرِ دروازه نخورد!
به استعدا خود اعتماد کنید!
شاعران بااستعداد نیستند که ماندگار می‌شوند شاعران کوشا ماندگاری می‌یابند
اندیشیدن به روزگار سپری‌شده چارپاره سالخورده!
بگذارید در شعر «صحنه و اشیاء و شخصیت‌های صحنه» خودشان را به مخاطب معرفی کنند
سرودن شعر منثور، لازمه‌اش مطالعه عمیق و وسیع است
«حدسِ غیرِ قریب به یقین» بدترین تحمیل ممکن به مخاطب، در روند «مضمون‌سازی»
می‌توان با شعر منثور آیینی هم درخشید اگر...
رودکی، هزار سال قبل، به تاریخ امروز، «به‌روز» است!
ویرایش خلاقانه، تخصصی جدا از شاعری و نویسندگی‌ست
وقتی از نباید حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟!
شاعر باید هم بجوشد هم بکوشد!
با «شاعرانه‌گویی» هرگز به شعر موفق نمی‌رسید
وزن عروضی، موسیقی شعر نیست «ساز شعر» است