گاهی تفاخر به وسیله خیانت به هدف است / امیرعلی سلیمانی



مدت هاست در جلسات ادبی و همچنین دورهمی های شاعرانه وقتی صحبت به شعرخوانی می رسد در چشم های شاعران خیره می شوم، این شاید برای شاعران جوان و شاعرانی که یاد جوانی شان می افتند ملموس باشد که وقتی می خواهند اثری را قرائت کنند بسته به مخاطب و همچنین حس و حال خودشان گاهی دچار تشویش می شوند، کتابشان را به سرعت ورق می زنند و صفحه تلفن همراهشان را بالا و پایین می کنند. این تازه انتخاب از میان سروده هاست، می خواهم به مدتی قبل تر از این اتفاق اشاره کنم، انتخاب وزن و قافیه برای سرودن شعر. وزن و قافیه کدام ساحت از شعر است؟ قرار است برای شعر ما چه کار کند؟ چه میزان از توفیقات یک شعر موزون وابسته به انتخاب وزن و قافیه است؟ این ها سوالاتی ست که بی شک هر شاعر نوپا با آن ها مواجهه خواهد داشت. 

پاسخ این سوالات هر چه که باشد شاعر کم تجربه را دچار مخاطره می کند، می خواهم کمی ساده تر از روال معمول در مورد این ابزار ها صحبت کنم، شاید شما هم دیده باشید که شاعران جوان پس از کسب مهارت در به کار گیری وزن و قافیه سراغ وزن های نامعمول و قافیه های بسیار دشوار می روند، شاید این کار بیشتر برای خود نمایی و عرض اندام است، مثلا فکر کنید شاعری که می خواهد غزل بنویسد و سراغ قافیه صبر و ابر برود، پر واضح است که ما باید در آن غزل با کلماتی چون گبر و جبر مواجه شویم، حال سوال این است آیا این تفاخر به ساخت شعری تصنعی می ارزد یا نه، یا شاعری که به سراغ وزنی بسیار نامتعارف می رود، در نگاه اول ممکن است مخاطب حرفه ای شعر توجهش به این وزن جلب شود اما به کار گرفتن آن وزن به سایر ساحت های اثر که اتفاقا مهم تر هم هستند آسیب نزده است؟

من در جلسات و داوری ها گاه شعر هایی را می بینم که آن قدر شاعر خود را در تنگنا می اندازد که برای نوشتن شعرش همه ی حواسش به رعایت اصول اولیه است، وزنی را انتخاب کرده که صرفا برای رعایتش مضمون را از دست داده یا قافیه ای را برگزیده که صرفا برای رعایتش مجبور به ساخت ابیاتی شده که حرفی برای گفتن ندارند. 

نتیجه گیری این بحث ساده است، رازی در میان اوزان متعارف شعر وجود دارد که آن ها را ماندگار کرده است، آن راز چیزی جز آهنگین بودن نیست، به طور مثال من از شاعری که غزلی در وزن (مفتعلن مفعولن مفاعیلن فع) نوشته و از پس وزن هم بر آمده سوالی دارم، اگر موزون نوشتن را به دلیل موسیقی بخشی به کلام انتخاب کرده چرا در چنین وزن نامتعارفی که اتفاقا هیچ بهره ای از موسیقی هم ندارد طبع خود را آزموده است، یا چرا به سراغ قافیه ای رفته که برای جور کردنش مجبور به رد مطلع و آوردن کلمات بی ربط شده است. ابدا قصدم تنبیه نوآوری نیست، اتفاقا در چند دهه اخیر در حد چند وزن کمتر استفاده شده به مجموع اوزان متعارف اضافه شده که بسیار هم نیکوست یا معدود شاعرانی با نوآوری های خاص و البته با پشتوانه در قافیه خلاقیتی خاص به خرج داده اند. هر طور هم نگاه کنیم شعر کلاسیک و به خصوص غزل از نوعی قافیه اندیشی برخوردار است حتی اگر قافیه بسیار هم ساده باشد اما شاعر هوشمند خود را در مهلکه گیر نمی اندازد که متهم به چپ نویسی شود.

در پایان باید بگویم اینکه ما با وزن و قافیه ای سخت غزلی متوسط بنویسیم هیچ افتخاری ندارد اما اگر با قافیه و ردیفی آسان و حتی تکراری شعری خلاقانه در محتوا بیافرینیم خدمت بزرگی به خود کرده ایم، برای مرور این بحث غزل های ماندگاری که در ذهن دارید مرور کنید ببنید چند درصدشان به خاطر وزن و قافیه متفاوت در خاطرتان مانده و چند درصد به خاطر محتوا؟




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : امیرعلی سلیمانی
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.