دیدار با غزل امروز / امیرعلی سلیمانی



شعر ، دنیای شگفت انگیزی ست ، حتی اگر جایی در رسانه های رنگارنگ امروز نداشته باشد ، این شگفت انگیزی را می توان در لحظاتی تشخیص داد که شعر به یاری احساس و ادراک مخاطب می رسد . آنقدر در هنری چون شعر نگاه های متقاوت وجود دارد که تقریبا نمی توان هیچکس را جلوتر از دیگری قلمداد کرد . جایی خواندم یا شنیدم که امروزه دیگر عباراتی چون شاعر پیشرو و شاخص وجود ندارد زیرا دیگر شاعران در یک مسیر گام بر نمی دارند ، رتبه بندی کردن شاعران دقیقا شبیه این است که بخواهیم در یک مسابقه دو که هر شرکت کننده به سمتی می دود نفر اول را معلوم کنیم . مشخص است که نتیجه هر چه باشد درست نیست .

در باب شعر کلاسیک امروز نیز همینطور است ، جریان متعدد و مختلفی که در دهه های اخیر پیرامون شعر کلاسیک شکل گرفتند (البته که جریان در این عبارت کمی با مسامحه آمده است) شاید قدری در طبقه بندی ها ما را به مشکل بیندازند . به طور مثال در دهه ی هفتاد آن گونه که در مقاله ای آورده ام بیش از پانزده جریان حول شعر کلاسیک به ویژه غزل شکل گرفتند که البته امروز اثری از آن ها باقی نمانده است و حتی سردمداران آن جریانات از عناوین آن ها روی برگردانده اند . و شاید یکی دو جریانی هم که از آن دهه باقی مانده است صرفا به خاطر حواشی آن هاست که نفس می کشد .

به شخصه به عنوان یک مخاطب جدی شعر کلاسیک با عوض کردن تعریف ها و قواعد بدون پشتوانه میانه ای ندارم . هر گاه تغییری در شکل و شیوه ی شعر پدید آمده تنها با وجود مانیفستی قاعده مند و باور پذیر ماندگار شده است . البته که این اصل خود از اصول کلاسیک است و شاید خیلی با معیار های هنر مدرن مطابق نباشد . اما چون بحث بحث شعر کلاسیک است کاربرد دارد .

تمام جریان های تجربه شده  ی ناموفق شعر کلاسیک ما ، چه آنها که بعد از ظهور نیما به خاطر اثبات نو شدن شعر کلاسیک و چه آنها که بعد از انقلاب پدید آمدند در جذب مخاطب(چه عام و چه خاص) ناتوان بودند . شاید دلیل این مسئله همان بی پشتوانه بودن است . البته که تغییراتی هم بودند که رفته رفته توانستند چه در ذهن شاعران چه شعر دوستان نهادینه شوند که البته تعدادشان اندک است . با نگاهی ساده به شاعران مطرح شعر کلاسیک بعد از مشروطه می بینیم که عمده غزل سروده اند و شکل ظاهری شعرشان تفاوتی با گذشتگان نمی کند . شهریار ، سایه ، حسین منزوی ، سیمین بهبهانی ، محمد علی بهمنی تا جوانتر هایی چون محمد سعید میرزایی و فاضل نظری . اگر تفاوتی هم در ظاهر هست در بهره گیری از وزن و قافیه آن هم در چارچوب قواعد عروضی ست . شاید بتوان از این بحث چنین نتیجه گرفت که هر گاه تاثیر موفق و ماندگاری در غزل امروز پدید آمده است بیشتر معطوف به دیگرگونه نگریستن در جنبه های محتوایی در عین خلاقیت های ظاهری ست. به جرات می توان گفت دهه اخیر دهه آرام و اندکی متمایل به بازگشت در شعر کلاسیک بوده است.




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : امیرعلی سلیمانی
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.