هجاگویی و هجویه نویسی / علیرضا لبش



هجو کردن و هجویه نویسی به اندازه تاریخ ادبیات و شعر قدمت دارد و از تاثیرگذارترین و اجتماعی ترین ژانرهای ادبی است. در گذشته هجو آنقدر بر اجتماع تاثیر داشت، که بینوایان و مظلومان که تظلم خواهی شان راهی به جایی نمی برد، به سراغ شاعران می رفتند و از آنها می خواستند که ظالم را هجو کند. گاهی این هجو آنقدر تاثیرگذار و ماندگار بود که کسی که توسط شاعری هجو شده بود، تا نسلها نمی توانست آبروی اجتماعی اش را باز یابد و هجا گوی گلویی برای فریاد مظلومیت بود.

هجا گویان هم از طرفی در جامعه مورد اعتنای همصنفان شاعرشان نبوده اند و هم از سوی دیگر مورد اعتنای دربار و درباریان قرار نمی گرفتند. چنانچه سلمان ساوجی شاعر نامدار قرن هشتم هجری، شاعر و طنزپرداز بزرگ همعصر خود را جهنمی هجاگو، عبید زاکانی می خواند. با این حال شاعران بزرگی به هجویه نویسی روی آورده اند که سرآمد آنها سعدی شیرازی، عبید زاکانی، مجیک ترمذی، وحشی بافقی و ایرج میرزا هستند. هجویه ای هم در مورد سلطان محمود به فردوسی منسوب است و نقل است که فردوسی بعد از اینکه سلطان محمود عهدشکنی می کند و شاهنامه را بی مقدار می داند، به هجو سلطان می پردازد.

در طول تاریخ هجویه های بسیاری سروده شده که تعدادی از آنها بین دو شاعر رد و بدل شده اند و در تعدادی، شاعری فرد ظالم و صاحب قدرتی را به سخره گرفته است.

حال چرا و چه وقتی شاعر دست به هجاگویی یا هجویه نویسی می زند؟

در چند حالت شاعر دست به سرودن هجویه می زند:

اول آنکه فرد هجو شده، از نظر شاعر بسیار پلید باشد و شاعر نتواند در مورد او به زبان طنز و مطایبه سخن بگوید و بخواهد او را کاملا بی آبرو و اعتبار کند.

دوم آنکه شاعر و اطرافیان از ظلم و جور هجو شونده به تنگ آمده باشند و جز زبان مسخرگی و دریدگی، زبان دیگری نتواند التیام بخش زخمهای آنان باشد.

سوم آنکه موقعیت بسیار متناقض و پارادوکسیکال باشد و آنقدر این تناقض در رفتار و گفتار افراد مشخص و مشهود باشد که جز هجو کردن و هجاگویی راه ادبی دیگری باقی نماند.

چهارم آنکه شاعری هجو شده باشد و راهی به جزو هجو برای پاسخگویی برایش باقی نمانده باشد.

پنجم آنکه بخواهد در مقابل مدح به هجو بپردازد. این در مواقعی است که شاعر به طلب صله گرفتن فردی را مدح می کند و در صورت دریافت نکردن صله مورد نظر، به هجو ممدوح می پردازد.

ششم آنکه بی شرمی را هجو کنند که خود به اعمالش واقف است و نصیحت و طنز در او تاثیری ندارد.

هفتم آنکه بی هنری را هجو کنند که خود را در جایگاه هنرمند قرار داده یا پستی که خود را در جایگاه بزرگان جا زده باشد.

سخن کوتاه که هجاگو بر خلاف گفته سلمان ساوجی، می تواند بهشتی باشد اگر به هجو سلطه گران، نادانان و کوته فکرانی که در مسند بزرگان نشسته اند، بپردازد.




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : علیرضا لبش
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.