در نام و نشان كتاب شعر( حنجره زخمي تغزل- حسين منزوي) / ارمغان بهداروند



حنجره ی زخمی تغزل در سال 1350 منتشر گردید. این مجموعه که نخستین دفتر شعری حسین منزوی بود در همان سال به عنوان مطرح ترین کتاب شعر جوان برگزیده شد و به عنوان یکی از امیدهای غزل سرایی مطرح گردید. علي باباچاهي نيز در اين مورد گفته است. «وقتي حنجره زخمي‏ تغزل منتشر شد، من از جمله افرادي بودم که نقدي بر آن‏ نوشتم که در مجله تهران مصور آن سال‏ ها چاپ شد. در آن‏ نوشته نويد دادم که شاعري با طراوت و غناي روحي پا به‏ عرصه گذاشته است، که اين پيش‏ بيني درست از آب درآمد.»1 در این دفتر شاعر تاکید خود را بر اساس احیای قالب غزل قرار می دهد و با استعانت از عاشقانه سرایی، توان خود و نیاز وخاطبان خود را به نمایش می گذارد. شاید انتخاب نام این دفتر بر اساس چگونگی حیات غزل در آن روزگار و کم اعتنایی شاعران به این فرم زیبای شعر پارسی بوده است. انتخابی که ضمن داشتن زیبایی خاص خود از ذهن یک ذهن شاعر غزلسرا صادر شده است. شاید حتا تنها با شنیدن و دیدن این نام بتوان به درونمایه ی اشعار این دفتر پی برد.

شاعر تو را زین خیل بی دردان کسی نشناخت

تو مشکلی و هرگزت آسان کسی نشناخت

کنج خرابت را بسی تسخر زدند، اما

گنج تو را ای خانه ی ویران کسی نشناخت

جسم تو را تشریح کردند از برای هم

اما تو را ای روح سرگردان! کسی نشناخت

آری تو را ای گریه­ ی پوشیده در خنده!

و آرامش آبستن توفان! کسی نشناخت

زین عشق ورزان نسیم و گلشنت، نشگفت

کای گردباد بی سر و سامان، کسی نشناخت

وز دوستداران بزرگ کفر و دینت نیز،

ای خود تو هم یزدان و هم شیطان! کسی نشناخت

باحکم مرگت روی سینه، سال های سال

آنجا تو را در گوشه ی یمگان ، کسی نشناخت

فریاد نای­ ات را و بانگ شکوه­ هایت را

ای طالع و نام تو ناهمخوان! کسی نشناخت

بی شک تو را در روز قتل عام نیشابور

با آن دریده­ ی سینه ی عرفان کسی نشناخت

با گوهر شعرت چنان نام تو بّرنده

ذات تو را ای جوهر بّران کسی نشناخت

روزی که می خواندی مخور می، محتسب تیز است

لحن نوایت را در آن سامان کسی نشناخت

وقتی که می کندند از تن پوستت را، نیز

گویا، تو را زان پوستین پوشان کسی نشناخت

چون می­ شدی مخنوق از آن مستان، تو را ای تو!

خاتون شعر و بانوی ایمان! کسی نشناخت....

منابع و ماخذ

  1. برگرفته از وب سایت موزون
  2. منزوی، حسین، حنجره­ی زخمی تغزل، تهران، بامداد، 1350



در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : ارمغان بهداروند
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.