در نام و نشان كتاب (6) / ارمغان بهداروند



ابر

 

فریدون مشیری که با انتشار دفترهای تشنه­ ی طوفان و گناه دریا مخاطبان خود را پیدا کرده بود، با انتشار این دفتر، شور و اشتیاق علاقمندان و خوانندگان شعرش دو چندان گردید و یکی از مهمترین شعرهای او کوچه که در حقیقت به عنوان شاهکار او محسوب می­ شود، در همین دفتر منتشر گردید و زمینه­ ی شهرت بیشتر و ترویج شعر او در توده ­ها گردید. در خصوص نام این دفتر نیز مشیری ساده­ ترین راه انتخاب کرده است و هم چون دیگر مجموعه ­های خود نام یکی از شعرهای این دفتر را که شاید بیشتر هم بدان علاقمند بوده است انتخاب کرده است و بر تارک دفتر قرار داده است. اگر چه با بررسی سیر انتخاب نام سه دفتر نخست او می ­توان به روشنی علاقمندی شاعر را به طبیعت و اصرار او به پرداختن به این حس مادر کشف کرد. به هر شکل انتخاب نام ابر برای این دفتر، از فرایند ذهنی خاصی تبعیت نمی ­کند و صرفاً نشان از عادت شاعر به این روش نام­ گذاری دارد.

 

ابر

تا غم آویز آفاق خاموش
ابرها سینه بر هم فشرده
خنده­ ی روشنی­ های خورشید
در دل تیرگی ­ها فسرده
ساز افسانه پرداز باران
بانگ زاری به افلاک برده
ناودان ناله سر داده غمناک
روز در ابرها رو نهفته
کس نمی­ گیرد از او سراغی
گر نگاهی دود سوی خورشید
کور سو می­ زند شب چراغی
ور صدایی به گوش آید از دور
هوی باد است و های کلاغی
چشم هر برگ از اشک لبریز
می­ برد باد تا سینه­ ی دشت
­من در این صبحگاه غم­ انگیز
دل سپرده به آهنگ باران
باغ چشم انتظار بهار است
دیر­گاهی است کاین ابر انبوه
از کران تا کران تار بسته
آسمان زلال از دم او
همچو آیینه ز نگار بسته
عنکبوتی است کز تار ظلمت
پیش خورشید دیواربسته
صبح پژمرده ­تر از غروب است
تا بشویم ز دل ابر غم را
در سر من هوای شراب است
باده ­ام گر نه داروی خواب است
با دلم خنده­ ی جام گوید
پشت این ابرها آفتاب است
بادبان می­ کشد زورق صبح1

 

منابع و ماخذ

  1. مشیری، فریدون، ابر، تهران، بی نا، 1340، ص139



در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : ارمغان بهداروند
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.