کاربرد مجازی کلمات / دکتر اسماعیل امینی



سر سفره‌ی ناهار، مادر به فرزندش می­‌گوید: «مادر جان! یک بشقاب دیگر می­‌خوری؟» ما از این جمله مقصود آن مادر را می‌­فهمیم که از فرزندش می­‌پرسد: «آیا میل دارد که باز هم غذا بخورد؟» امّا در جمله به جای «غذا»، کلمه‌ی «بشقاب» آمده است که ظرف غذاست. ما می­‌دانیم که بشقاب خوردنی نیست. همچنین مادر، فرزندش را «مادر جان» خطاب کرده است. این نوع کاربرد کلمات در زبان، کاربرد مجازی­‌ست؛ یعنی کلمه در معنایی غیر از معنای اصلی به کار می­‌رود. مثلاً وقتی به پدر سلام می­‌کنیم، او ممکن است در پاسخ ما بگوید: «سلام بابا!». ما فرزند او هستیم، امّا او با نام خودش ما را صدا می­‌زند. یا مثلاً برای بیان توانایی نویسنده‌­ای می­گوییم که: «او قلم شیوایی دارد». یعنی «قلم» را به جای «نثر» به کار می‌­بریم. وقتی جوانی به خانواده‌­اش خبر می­‌دهد که در دانشگاه پذیرفته شده و اهل خانواده با خوشحالی او را «خانم دکتر» و «آقای مهندس» خطاب می­‌کنند، در واقع عنوان آینده‌ی او را به زبان می­‌آورند. میان معنای اصلی و معنای مجازی کلمات، ارتباط منطقی هست. مثلاً وقتی پدر به فرزندش می­‌گوید «بابا»، معنای مجازی این کلمه با معنای اصلی آن ارتباط منطقی دارد؛ که ارتباط پدری ـ فرزندی‌ست. یا وقتی می­‌گوییم: «یک بشقاب خوردم» و مقصودمان غذا خوردن است، بشقاب با غذا ارتباط منطقی دارد؛ که ارتباط ظرف و مظروف است. به این ارتباط، در اصطلاح بیانی، «علاقه در مجاز» می­‌گویند. مثلاً وقتی به پسربچّه­‌ای خردسال می­‌گویند: «مرد خانواده!»، یعنی عنوان آینده‌ی او را به کار می‌­برند، در اصطلاح بیانی می­‌گویند که در این کاربرد، مجاز به علاقه‌ی آینده (ما یکون) وجود دارد. همچنین ممکن است پدیده‌­ای را با نام گذشته­‌اش بنامند؛ مثلاً وقتی مادربزرگ، فرزند سالخورده­‌اش را می­‌بیند و می­‌گوید: «بچّه‌­ام آمد!»، «بچّه» نام گذشته‌ی آن فرزند سالخورده است. در این حال، می­گویند که مجاز به علاقه‌ی گذشته (ما کان) وجود دارد. علاقه در مجاز، گونه­‌های فراوانی دارد؛ جزء و کُل، علّت و معلول، جنس و نوع، و نظایر این­ها. به هر حال، در تمامی گونه­‌های مجاز، ارتباط منطقی میان معنای اصلی و معنای مجازی کلمات وجود دارد؛ یعنی بدون ارتباط منطقی نمی‌­توان کلمه­‌ای را به جای کلمه‌­ای دیگر به کار برد. از میان انواع مجاز، یک نوع آن مبتنی بر خیال است که به آن «مجاز به علاقه‌ی شباهت» می­‌گویند؛ یعنی کلمه‌­ای به دلیل شباهت مصداق آن به جای کلمه‌­ای دیگر به کار می‌رود. مثلاً وقتی سعدی می­‌گوید:

«مَه­پاره به بام اگر برآید

که فرق کند که ماه یا اوست؟»

«مَه­پاره» یعنی هلال ماه را به جای دلبر زیبارو به کار برده است و خود اشاره کرده است که علّت آن، شباهت این دو با هم است. مجاز به علاقه‌ی شباهت، آغازگر بحث گسترده‌­ای­‌ست که در بیان، آن را «استعاره» نامیده­‌اند.

 

به نقل از کتاب "جلسه شعر" نشر شهرستان ادب




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : غلامرضا طریقی
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.