شعر مبتذل چگونه است؟ / دکتر اسماعیل امینی



وقتی از ابتذال حرف می‌زنیم، بیشتر به یاد کلمات و مفاهیم مرتبط با اعضای نهانی جسم می‌افتیم؛ همان‌ها که در تعبیر گذشتگان، «عورت» نام گرفته، و در این تعبیر، ضرورت پوشیده ماندن آن‌ها، مستور است. امّا این‌گونه مفاهیم، تنها مصداق ابتذال نیست. چندان که گاهی در اشعار بزرگان شعر ایران، به این مضامین اشاره شده است، بی آن که سخن به ابتذال کشیده شود. ابتذال در شعر، محصول بی‌ذوقی و ضعف در بیان و اندیشه و عواطف است. تمهیداتی که برای جلب نظر مخاطبان به کار می‌رود تا شعر و شاعر را در انظار، چشمگیر بنمایاند، اگر بر قابلیت‌های هنری و خلّاقیت و کشف شاعرانه اتّکا نکند و مبتنی بر جاذبه‌های سطحی باشد، منجر به ابتذال در شعر می‌شود. در روزگاری نه چندان دور (حوالی دهه‌های سی و چهل) نوعی کفرگویی عوامانه همراه با عریان‌گویی درباره‌ی کام‌جویی و معاشقه، دست‌مایه‌ی جلب نظر عوام بود. و این مضمون اخیر، یعنی عریان‌گویی درباره‌ی معاشقه، البتّه متاعی‌ست که همواره بازار گرمی دارد و در آن روزگار، برخی زنان شاعر که تازه به میدان آمده بودند، به دمدمه‌ی محافل و مطبوعات، این متاع پُرمخاطب را دستاویز کسب شهرت در شعر ساخته بودند. باری، در حوزه‌ی زبان و بیان شاعرانه نیز، وسوسه‌ی هنرنمایی و جلب توجّه به بازی‌های سرگرم کننده در وزن و قافیه و نحو جملات، گاهی کار شعر را به جایی می‌کشاند که دیگر از شعر نشانی باقی نمی‌ماند و هرچه هست، کلمات موزون و مترنّم و جملات آشفته و البتّه جالب است که شاعر عرضه می‌دارد و مخاطب تعجّب می‌کند! یک شیوه‌ی دیگر در جلب نظر عوامانه به شعر و شاعر، بهره-گیری از مفاهیم نفرت‌آور و مشمئز کننده است. در یکی از جشنواره‌های شعر، جوانی برای بیان شدّت عواطفش نسبت به مادربزرگ، این جملات را به عنوان شعر قرائت کرد:
«مادر بزرگ! / اگر بیایی، تمام سوسک‌های قبرستان را لیس می‌زنم!»
از این شگفت‌تر و نفرت‌آورتر بسیار شنیده‌ام و شنیده‌اید که نیازی به یادآوری آن‌ها نیست. امّا پلیدی این شیوه‌ی جلب توجّه دیگران به شعر، وقتی بیشتر است که موضوع اصلی شعر از مفاهیم ارزش‌مند و متعالی باشد؛ مثلاً در شعر عاشورایی یا شعر انتظار، یا سخن گفتن از حماسه‌های ملّی و دینی و شهیدان و اساطیر، وقتی که چنته‌ی اندیشه و ذوق شاعر خالی‌ست و اشتیاق فراوان به دیده شدن و احیاناً کسب رتبه و جایزه دارد، از این ابزار ناپسند برای ایجاد جاذبه در شعر بهره می‌گیرد و شعر را به پرت‌گاه ابتذال می‌کشاند. در این سالیان، گونه‌ای از شعر رواج یافته است که گویا تمامی تجربه‌های پیشین را در مبتذل ساختن شعر برای جلب نظر دیگران فراهم آورده است تا هیاهویی به پا کند و گرد و غباری برانگیزد و در این معرکه متاع ناچیز و نامرغوب خود را به عنوان شعر پیشتاز و فراتر از زمان به نمایش بگذارد و به رخ بکشد. این شیوه البتّه همواره با جلب نظر عوام مواجه خواهد شد زیرا «هر که جنس ارزان فروشد، مشتری بر وی بجوشد». امّا پس از خاموش شدن غوغای عوامانه و فرونشستن گرد و غبار، تهی‌دستی این شعبده‌بازان عیان خواهد شد.

منبع: کتاب جلسه شعر، نشر شهرستان ادب




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : غلامرضا طریقی
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.