شعر را معنی کنید! / دکتر اسماعیل امینی



«من آن معنی رو به ویرانی‌ام
که در خانه‌ی لفظ، زندانی‌ام»
در مدرسه وقتی شعر می‌خوانیم، معلّم ادبیات، معنای آن را به صورت نثر می‌گوید و بچّه‌ها این جملات را یادداشت می‌کنند و یاد می‌گیرند. بعد در امتحان ادبیات، معلّم، همان شعرها را می‌نویسد و بچّه‌ها همان جملات نثر را زیر بیت‌ها می نویسند و نمره می‌گیرند. در دانشگاه هم اوضاع همین‌گونه است؛ «این بیت‌ها را معنی کنید و نمره بگیرید!»
برخی گمان می‌کنند که شعر باید معنای صریح و ساده‌ای داشته باشد و اگر کسی جمله‌های معمولی را موزون و قافیه‌دار نوشت، شعر سروده است. مثلاً:
«هر که دارد امانتی موجود
بسپارد به بنده وقت ورود
نسپارد اگر شود مفقود
بنده مسؤول آن نخواهم بود»
این جملات را در حمّام‌های عمومی به دیوار می‌زدند، تا با مشتریان اتمام حجّت کنند. البتّه جملاتی از این قبیل که ارزش هنری ندارد و فقط برای اطّلاع‌رسانی‌ست، گاهی در میان سروده‌های شاعران، حتّی شاعران بزرگ هم دیده می‌شود. امّا مسلّم است که آن‌ها برای سرودن این‌گونه جملات، شاعری نام‌آور نشده‌اند:
«برو کار می‌کن، مگو چیست کار
که سرمایه‌ی جاودانی‌ست کار»
البتّه موضوع معنی در شعر و معنا کردن شعر، به این سادگی نیست که بتوانیم شعر را از معنا شدن، بی‌نیاز بدانیم. گاهی برخی از شعرها به معنا شدن و شرح اصطلاحات و دشواری‌ها نیاز دارند و دریافتن زیبایی‌های بعضی شعرها بدون شرح و توضیحات برای همگان میسّر نمی‌شود. امّا این شرح دادن شعر، غیر از آن است که مثلاً وقتی می‌خوانیم:
«بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی»
زیر آن بنویسیم: «بوی جوی مولیان می‌آید / یاد یار مهربان می‌آید» و خیال کنیم که شعر را معنی کرده‌ایم. با این روش، وقتی به شعرهایی از این قبیل برسیم برای آن‌ها چه معنایی خواهیم نوشت؟
«زن زیبایی آمد لب رود
آب را گِل نکنیم
روی زیبا دوبرابر شده است»
و یا مثلاً برای این رباعی زیبای قیصر امین‌پور، چه جملاتی برای معنا می‌توان نوشت که در امتحان ادبیات هم برای‌مان نمره بیاورد؟!
«باران، باران، دوباره باران، باران
باران، باران، ستاره، باران، باران
ای کاش تمام شعرها حرف تو بود
باران، باران، بهار، باران، باران».
 




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : غلامرضا طریقی
دیدگاه ها - ۰

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.