قوانین دنیای شعر / دکتر اسماعیل امینی



«نطق آب و نطق خاک و نطق گِل

هست محسوس حواس اهل دل»

اگرچه در شعر، منطق معمول در نثر و نوشته‌های استدلالی رایج نیست، مگر در اشعار تعلیمی، امّا روابط میان اجزای شعر، مبتنی بر نظمی‌ست که می‌تواند مخاطبان را با خود همراه کند. اگر می‌گوییم که در شعر، منطق معمول رایج نیست، این‌گونه هم نیست که شعر آمیزه‌ای از جملات و عناصر در هم ریخته باشد و هیچ ارتباط و نظمی این اجزا را به هم نپیوندد. نظام منطقی در شعر، اغلب چون سایه‌ای از منطق معمول است که با تصرّف خیال و خلّاقیت شاعرانه، روابط میان اشیا و پدیده‌ها را از حالت عادّی به حالتی بدیع و هنری ارتقا می‌دهد. در این دو بیت از حسین منزوی تأمّل کنید و ببینید چگونه اشیاء معمولی در نظامی برتر از منطق معمول سامان گرفته‌اند:

«همواره عشق بی‌خبر از راه می‌رسد

چونان مسافری که به ناگاه می‌رسد

وا‌می‌نهم به اشک و به مژگان تدارکش

چون وقت آب و جاروی این راه می‌رسد»

کلمات این شعر، یعنی: «عشق، خبر، راه، مسافر، اشک، مژگان، آب، جارو» به دلیل پیوندهایی که در منطق معمول دارند، به هم نزدیک هستند. امّا شاعر از همین مجاورت، بهره‌ای هنری می‌برد و روابطی جدید میان آن‌ها برقرار می‌کند. همین روابط جدید که در زمینه‌ی ذهنی‌ آشنا برای مخاطبان ساخته شده، موجب می‌شود که ذهن خواننده‌ی شعر، این منطق خاص را بپذیرد و نه‌تنها با آن احساس بیگانگی نکند، بلکه از تازگی آن لذّت ببرد. هنر شاعر در آن است که میان منطق آشنای اذهان و منطق ناشناخته‌ی تخیّل شاعرانه پیوند برقرار کند و مخاطبان شعر را از دنیای عادّی و مأنوس و تکراری جدا سازد و به دنیایی شگفت و ناشناخته و جدید ببرد. به این شعر کوتاه از عمران صلاحی بنگرید:

«مادرم روی سرم قرآن گرفت

آیه‌ها در پیش چشمم جان گرفت

ابرها از چارسو گرد آمدند

رفتم و پشت سرم باران گرفت»

شعر از یک اتّفاق عادّی آغاز می‌شود که برای همگان آشناست؛ مادری برای بدرقه‌ی فرزندش او را از زیر قرآن عبور می‌دهد. امّا در سطر بعدی، از قرآن راهی به سوی تخیّل شاعر باز می‌شود؛ «آیه‌ها در پیش چشمم جان گرفت». در دو سطر بعدی، بیان شاعر به گونه‌ای‌ست که هم از دنیای واقعی تصویری ترسیم می‌کند و هم از فضای حسّی و عاطفی در لحظه‌ی خداحافظی نشانه‌هایی دارد. همین آمیختگی میان وضوح و ابهام است که موجب برانگیختگی تخیّل خواننده و تأثیر حسّی شعر می‌شود.

 

  منبع: کتاب "جلسه شعر"، نوشته ی دکتر اسماعیل امینی، نشر شهرستان ادب

 




در تلگرام به اشتراک بگذارید
ارسال کننده مقاله : غلامرضا طریقی
دیدگاه ها - ۲
غلامرضا طریقی » یکشنبه 25 تیر 1396
پاسخ این سوال را برایتان گرفته و منتشر خواهیم کرد
احمد دَرّودی » یکشنبه 25 تیر 1396
یک سوال، آیا به کار بردن این قانون(استفاده از کلمات در فضای مناسب و بهره ی هنری) برای شاعران غریزی است یا اکتسابی؟ یعنی با تمرین و تکرار به دست می آید یا نه؟ یا اینکه هست و با تمرین و تکرار بهتر می شود؟ بنده فکر می کنم که به عنوان مثال زنده یاد منزویبرای استفاده از کلمات تعمدی در کار نداشتند، بلکه حس شاعرانه و استعداد به صورت یک ملکه ی ذهنی و ناخودآگاه این مهم را برایشان میسر نموده است.

برای ارسال نظر وارد پایگاه شوید.